Saturday, November 24, 2012

روزی منم برای عاشورا اشک میریختم
ولی
ولی خرابش کردند آنانکه ذاتشان خراب بود
از عاشورای هشتاد و هشت تا الان دیگر من عاشورا و کربلای 1400 سال پیش ندارم...
عاشورای من آن روزها بود و کربلای من خاک وطنم
هنوز هم میگریم ولی برای دردهای ایرانم که به چشم دی
ده ام نه برای داستانی که فقط شنیده ام
ای مومن مذهبی مرا قضاوت نکن وقتی دستان خودت آلودۀ خون است
از هشتاد و هشت تا امروز من برای کشته های ایران سینه میزنم
پس تویی که حتی به اعتقاد خودت بی اعتقادی لطفا به اعتقادات من توهین نکن

از سال ۱۹۸۱، ۲۵ نوامبر هر سال ( پنجم آذر) به عنوان روز جهانی رفع خشونت علیه زنان برگزیده شده است. این روز برای یادآوری عزم همگانی برای مبارزه با خشونت علیه زنان انتخاب شده است. شورای عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ اکتبر ۱۹۹۹ نامگذاری این روز ر
ا به عنوان روزی جهانی تصویب کرد.

این تاریخ به خاطر قتل وحشیانه خواهران میرابال، فعالان سیاسی اهل جمهوری دومینیکن انتخاب شده است.


خشونت علیه زنان بر اساس تعریف سازمان ملل متحد به هرگونه عمل خشونت آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی یا بدنی، جنسی یا روانی زنان بشود، گفته می شود و حتی وادار کردن به خشونت، تهدید و ارعاب، سلب آزادی های فردی با استفاده از زور چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی اجتماعی هم در زمره خشونت علیه زنان قرار می گیرند. این نوع خشونت بیشتر توسط افراد غیر همجنس یعنی مردان در خانواده، اجتماع و عوامل حکومت مرد سالار اعمال می شود.

زندگی عاری از خشونت جزو مصادیق اصلی حقوق بشر می باشد. ملیون ها نفر از زنان در ایران که بیش از نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند گرفتار انواع مختلف خشونت به خاطر جنسیت شان هستند و از تبعیض مضاعف در جامعه رنج می برند. خشونت علیه زنان در ایران با تبعیض نژادی، قومیتی، مذهبی، هویت جنسی، وضعیت اجتماعی، طبقه، سن، شرایط اقتصادی و… ترکیب شده است.



به امید رسیدن به جامعه ایی برابر و عاری از خشونت علیه زنان و دختران ایرانزمین


Tuesday, November 20, 2012



احمدی نژاد در بیرجند با انتقاد از روشنفکران ایرانی و منتقدان خود گفته بود “ اینها شیطان پرستان مدرن اند....برخی قیافه ر...
وشنفکری می گیرند، به اندازه یک بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند.”

پاسخ سیمین بهبهانی به احمدی نژاد :

شنیــدم باز هم گوهر فشــاندی
که روشنـــفکر را بزغاله خواندی

ولی ایشــان ز خویشـانت نبـودند
در این خط جمله را بیـجا نشـاندی

سخن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا
به نان و آب مجــانی کشــاندی

از این نَقلت که همچون نٌقل تر بود
هیاهــو شد عجب توتـــی تکانــدی

سخن هایت ز حکمت دفتری بود
چه کفتر ها از این دفتر پراندی

ولیـکن پول نفـت و سفره خلــــق
ز یادت رفت و زان پس لال ماندی

سخن از آسمان و ریسمان بود
دریــغا حرفـی از جنــگل نراندی

چو از بزغاله کردی یاد ای کاش
سلامـی هم به میــمون میرساندی




Sunday, November 18, 2012


Liked · 3 minutes ago 

غش کردن نماینده اندیمشک در هنگام روضه خوانی در مجلس!!!

ای کاش در این مجلس برای غربت مردمم در سرزمینشان کسی اشکی می ریخت و آهی میکشید...

برای عزاداری لازم نیست به 1400 سال قبل برگردی و به ماتم بشینی...کافیه دو کوچه اونورتر رو بالا و پایین کنی تا به حال ملتی زار بزنی که سی و اندی سال است که اسیر و گرفتار دین فروشان متظاهری چون تو شده اند ...

دین شان را که مدتهاست فروختید رفت مالشان را هم دزدیدید و حیف و میل کردید... و حالا هم در خانه ایی که به یمن رانت و زور و چماق و تقلب غصب کرده اید باید هم تیاتر اجرا کنید ...باشد که این تیاترها به مذاق اربابتان خوش آید تا شاید جامه ایی بیشتر برای دریدن نثارتان کند...
 

Wednesday, November 14, 2012


خوب باید قبول کنیم که همه چیمون باید به هم بیاد...از سیاست و اقتصاد گرفته تا فوتبال و ورزش ...نمیشه که اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و حقوق بشریمون افتضاح باشه اما ورزشمون عالی...

وقتی پشت صحنه همه این چیزها ختم میشه به یک گروه و دسته بی لیاقت و بیسواد بیشتر از اینها هم نمیشه انتظار داشت...

تنها کاری که میشه کرد فقط و فقط تأسف خوردنه...


به نام شجاعت ... به نام استقامت و پایداری...

به نام نسرین...

Monday, November 12, 2012


یک خبر خوب : بالاخره بعد از چند ماه نیما و مهراوه فرزندان نسرین ستوده با مادرشان ملاقات حضوری داشتند
به نقل از صفحه فیسبوک رضا خندان همسر نسرین ستوده :

امروز نيما از در زندان كه بيرون آمد اول از همه بوس مامان‌اش را از لپ‌اش كند و چسباند به لپ من.
گفت:
"مامان گفتش كه اين بوس را نگه‌دار، رفتي بيرون بچسبان به لپ بابا"

اينچنين بود كه به دنبال اتفاقاتي كه ديروز افتاد، ديشب از زندان تماس گرفتند و گفتند كه امروز بچه‌ها را براي ملاقات بياوريد.

بچه‌ها براي دقايقي در محلي خارج از سالن ملاقات در حضور ماموران امنيتي دقايقي با مادرشان ملاقات كردند.
صحبت‌هايي كه رد و بدل شده بود همه مربوط به مسائل بچه‌ها بوده است. از درس و مشق تا بازي‌ها و مشغوليت‌هاي آنها.
متاسفانه به هيچكدام از ماها اجازه ندادند همراه بچه‌ها نسرين را ملاقات و يا تا محوطه‌ي زندان آنها را همراهي كنيم تا با خيال راحت از رديف ماموران ورودي زندان عبور كنند.
اعتصاب او همچنان ادامه‌دارد.
حال او را از مهراوه پرسيدم. گفت كه لاغر شده و گاهي وقت‌ها به بهداري مي‌رود، همين ...
و بيش از اين هم از او انتظار نمي‌رود كه دقيقا وضع مادرش را توضيح دهد.